غلامحسين محرمى

110

تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )

قتل عبد الله بن زبير در سال 73 ه ق ، « 1 » حكومت خويش را تحكيم بخشيدند و در اين راه از وجود سفاكانى چون حجاج بن يوسف استفاده كردند . او براى از بين بردن دشمن از هيچ كارى ابايى نداشت ؛ حتى كعبه را مورد هدف قرار داد و با گلوله‌هاى آتشين منجنيق ، آن را ويران كرد و مخالفان بنى اميه را چه شيعه ، چه غيرشيعه هرجا مىيافت ، مىكشت و قيام ابن اشعث ضد او در سال 80 ه ق ، سودى نبخشيد « 2 » و ديكتاتورى وى تا 95 ه ق « 3 » حجاز و عراق را دربر گرفت . امام سجاد عليه السّلام در چنين دورانى مىزيست و با دعا معارف اسلامى و شيعى را منتقل مىكرد . در اين هنگام شيعيان يا فرارى بودند يا در زندان به سر مىبردند يا به دست حجاج كشته مىشدند يا به شدت تقيه مىكردند . از اين‌رو مردم جرأت نزديك شدن به امام سجاد عليه السّلام را نداشتند و ياران حضرت به غايت اندك بودند . مرحوم مجلسى نقل مىكند : « حجاج بن يوسف ، سعيد بن جبير را به سبب ارتباطش با امام سجاد عليه السّلام به قتل رساند . « 4 » البته

--> ( 1 ) . ابن واضح ، احمد بن ابى يعقوب : تاريخ يعقوبى . منشورات الشريف الرضى ، قم 1414 ه ق ، ج 2 ، ص 267 . ( 2 ) . در سال 80 ه حجاج ، عبد الرحمن بن اشعث را با آن‌كه از او دلى خوش نداشت ، به حكومت سيستان و زابلستان فرستاد و به دو دستور داد رتبيل را كه به سيستان حمله كرده بود ، براند . عبد الرحمن بدان‌جا رفت و لشگريان را به سركوبى مهاجمان فرستاد و سيستان را آرام ساخت . بعد از آن چون حجاج از او خواسته بود ، باز به تعقيب دشمن بپردازد و ابن اشعث و سربازانش اين را نوعى توطئه از سوى حجاج براى از بين بردن به‌دست دشمن تلقى كردند ، بر حجاج شوريدند و به‌سوى عراق روانه شدند . در خوزستان ميان آنان و حجاج نبرد درگرفت . و سپاهيان حجاج نخست شكست خوردند و عبد الرحمن خود را به عراق رساند و كوفه را تصرف كرد و بسيارى از بزرگان بصره نيز با او همكارى كردند . حجاج از عبد الملك امداد خواست ؛ از سوى شام لشگرى براى او فرستاده شد و با رسيدن اين نيرو حجاج دوباره جنگ را آغاز كرد ؛ در اين نبرد سخت كه به رخداد « دير الجماجم » معروف شده است ؛ مردم بصره و كوفه حتى قاريان قرآن به‌خاطر دشمنىاى كه با حجاج داشتند ، به يارى عبد الرحمان برخاستند ؛ سپاهيان پسر اشعث چندان انبوه بود كه عبد الملك نگران شد و به عراقيان پيغام فرستاد كه اگر خواستار عزل حجاج هستند ، حاضر است او را عزل كند ، ولى اهل عراق سازش را نپذيرفتند و عبد الملك را خلع كردند . بدين ترتيب جنگ را با آنان آغاز كرد و توانست گروهى از سران لشگر ابن اشعث را بفريبد و شبى به آنان شبيخون بزند و سپاه ابن اشعث را پراكنده سازد . از اين‌رو ابن اشعث مجبور شد فرار كرده و به رتبيل پناهنده شود ، كه بعدها رتبيل در اثر وعده و وعيد حجاج او را كشت و سرش را براى حجاج فرستاد . ( مسعودى ، على بن الحسين ، مروج الذهب ، منشورات موسسه الاعلمى للمطبوعات ، بيروت ، 1414 ه ق ، ج 3 ، ص 148 و 149 و شهيدى ، دكتر سيد جعفر . تاريخ اسلام تا پايان امويان : مركز نشر دانشگاهى ، تهران ، ط ششم 1365 ه . ش ص 185 و 186 ) . ( 3 ) . مسعودى ، على بن الحسين . همان منبع ، ص 187 . ( 4 ) . شيخ طوسى . اختيار معرفة الرجال معروف به رجال كشى ، موسسه آل البيت عليهم السّلام لا حياء التراث ، قم ، 1404 ه ق ، ج 1 ، ص 335 .